سوهان روح
چقدر این مطلب مخاطب دار بلاگ سی و پنج درجه در مورد من درسته!
"همیشه دو انتخاب هست: فرار کنم، مواجه شوم. هربار فرار کردن را تجربه کردم پشیمان شدم، یا چیزی را از دست میدهی یا ناچاری در زمان دیگری شاید با حق انتخاب کمتر دوباره مواجه شوی. چند سال است که تمرین میکنم مواجه شوم اما کنترل کنم، یک نوع مواجهه با کمترین سطح درگیری. طبعن گاهی هم درگیری اجتناب ناپذیر میشود، ولی یاد گرفتهام که هر پروندهی باز ِ درگیری در زندگی به منزلهی یک سوهان مستقل روی روح و روان آدم است."
البته اگه روانی باقی مونده باشه............
پهنای باند
هرگز پهنای باند کامیونی پر از DVD را که به سرعت در بزرگراه در حال حرکت است، دست کم نگیرید.
"اندرو اس.تنن بام"
یک تجربه ی گران
از آدمی که هیچ خط قرمزی و هیچ حریم و حد و مرزی برای خودش قائل نیست باید ترسید. روزی میرسد که حرمت تو را هم میشکند و حریمات را واگذار میکند، ارزان.
"سیلویا پرینت"
نه تنها باید ترسید بلکه از ٢٠ کیلومتریش هم نباید رد شد، وحشتناکه!
ارقام
رییس جمهور از تلویزیون، در آمد ناخالص ملی را با احتیاط تمام اعلام کرد. رییس بانک مرکزی روی دستهی مبل کوبید و گفت: باز هم اشتباه کرد، هشت سال است اشتباه میکند. زن از آشپزخانه داد زد: خودت را ناراحت نکن! مگر این هشت سال کسی فهمیده یا اعتراضی کرده؟ رییس بانک مرکزی گفت: حرف این چیزها نیست، باید تمام ارقام را دوباره عوض کنیم.
"بازی عروس و داماد - بلقیس سلیمانی"
برایت!
من او را دوست داشتم
چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
"من اورا دوست داشتم - آنا گاوالدا"
30
کاش.....
کاش لازم نبود با آدما مثل خودشون رفتار بشه تا خودشون رو بفهمن.
چرا بعضیا همش منتظرن ببینن تو چیکار می کنی تا بعد بر اساس اون با تو رفتار کنن؟ واقعا چرا؟
اصول
تو رو خدا
خودم!
تا یه وقتی میتونی مراعات دل همهرو بکنی،
تا یه حدی میتونی منعطف باشی،
تا یه مرزی میتونی مایه بذاری،
بعد کم میاری،
بعد از خودت و از همه بدت میاد،
بعد میگی که چی؟
بعد با احتیاط میگی نه!@
بعد تکرارش میکنی،
بعد قاطعانه میگی نه،
اونوقت که آزادی
اونوقت که خوشبختی
اونوقت که خودتی
خود خود کثافتت.
انتظار
" تنها بودم. مشروب خورده بودم. اول یک کم, اون قدر که بتونم منتظرت بشم. ولی تو نیومدی. ادامه دادم. هرچی بیشتر منتظرت میشدم, بیشتر دلم برات تنگ میشد. هرچی بیشتر منتظرت میشدم, تو عمدا دیر میکردی. هرچی بیشتر منتظرت میشدم, بیشتر بهم کم محلی میکردی, تحقیرم میکردی, لهم میکردی! ......وقتی رسیدی مست عصبانیت بودم. قایم شدم و بهت حمله کردم."
"خرده جنایتهای زناشوهری- اریک امانوئل اشمیت"
به همین سادگی
هوای "به همین سادگی" رو دارم. هوای طاهره رو. طاهره انگار منو بازی می کنه. نگاهش, انتظارش و تنهاییش. طاهره تنها می خواهد دیده شه, به همین سادگی.
تو به من خندیدی...
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت
" حمید مصدق"
چونانت دوست مي دارم...
چونانت دوست مي دارم كه گر روزي فراق افتد
تو صبر از من تواني كرد و من صبر از تو نتوانم
من آن مرغ سخن دانم كه در خاكم رود صورت
هنوز آواز و مي آيد كه سعدي در گلستان است
خريد بليط براي کنسرت شجريان
فوري! فوري!
در حين ثبت نام قبل از باز شدن صفحه بانک، صفحه انتظار(reserve.html) را Save as کنيد بعد با notepad بازش کنيد و Https لينک بانک رو httpکنيدو صفحه را save کنيد. حالا فايل html را باز کنيد و مشخصات کارتتون را وارد کنيد.
البته اين روش هم براي اونايي که زود مي جنبن کار مي کنه!
در ضمن از پوياي عزيز به خاطر اين ايده ممنونم
عید
Alix!!!!
رنگ قصه دارد اين ماجرا
دست می زند بر هوا
دست می برد در متن سنگ
با اميد کشف حرف «يا»
نفس می کشد در هوا
ریز می شود در اين حرف ها
یا سکوت، یا صدا
در هجای دوم حرف «ها»
-------------------------------------------
اينجا
يک نفر خوابيده با چشم های باز و
پاهای دراز
خواب سقف می بيند و ديوار
وقتی آسمان، محال است و زمان، بی امان
وقت پرواز است که سر نمي رسد و ...
بسر می رسد
تا روزی که خبر می رسد
هیشکی منو دوس نداره!!!
مامان جون از زیارت اومده بود و همه بچه ها و نوه ها دورش کرده بودن. موقع تقسیم سوغاتی ها شد. اول نوبت نوه های زیر 7 سال بود، بعد نوبت بچه های 10 سال به بالا و آخر هم مامان باباها. من دوم دبستان بودم و هیچ وقت نوبتم نشد!!!!
فرداشبش پدر با یه جعبه بزرگ اومد خونه و گفت " این از طرف مامان جونِ، مخصوص تو". تو جعبه یه اتو و میز اتوی اسباب بازی خیلی قشنگ بود، یادم میاد وقتی بازش کردم همه گفتن " وای، خوش به حالت، چه قشنگِ".
همیشه می دونستم اون اتوی قشنگ را پدر به توصیه مامان خریده، ولی هیچوقت به زبان نیاوردم، چراشو خودم هم نمی دونم؟؟؟؟
5 شرط ضمن عقد برای زنان
الف. شرط تحصیل
ب. شرط اشتغال
ج.شرط وکالت زوجه در صدور
جواز خروج از کشور
د. شرط تقسیم اموال موجود
میان شوهر و زن پس از جدایی
مشابه
چنین
شرطی در سندهای ازدواج کنونی وجود دارد. ولی تحقق آن منوط به عدم
درخواست
زن برای جدایی، یا تخلف نکردن زن از وظایف زناشوئی خود و یا نداشتن رفتار و
اخلاق ناشایست بوده و احراز این موارد نیز بر عهده دادگاه است.
زوج متعهد می شود
هنگام جدایی ـ اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ
نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج
به دست آورده است ـ به زن منتقل نماید.
ه. شرط وکالت مطلق زوجه
در طلاق
زوج به زوجه وکالت
بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از
جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ
اعم از بائن و رجعی و خلع یا مباراتـ به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه
کند.
شايان ذکر است كه براي
اطمينان از غير قابل نقش شدن شرط مزکور بايستي آن را به صورت شرط
نتيجه در ضمن عقد لازم ديگري مقيد ساخت زيرا در صورتي كه مفاد
شرط
به صورت شرط فعل بيان شود مرد ممكن است متعاقباً زن را وكيل در امر
طلاق
دادن خودش بنمايد؛ ولي قبل از انجام مفاد وكالت توسط زوجه و مطلقه
كردن
خود با توجه به جايز بودن عقد وكالت زن را عزل كند و بدين صورت شرط
نيز
بلااثر شود يعني اگر وكيل نمودن زوجه توسط زوج شرط شود, اين نوعي شرط
فعل
خواهد بود كه همان محذور را به همراه خواهد داشت ولي اگر وكيل بودن
زوجه
از جانب زوج شرط شود اين نوعي شرط نتيجه خواهد بود و چون اثر شرط
نتيجه
به مجرد عقد ظاهر مي شود حدود و بقاي شرط تابع عقد اصلي خواهد بود و
تا
زماني كه عقد اصلي فسخ و يا اقاله نشده شرط نتيجه در ضمن آن نيز اثر
خود
را خواهد داشت .
در صورت تبعيت از چنين
شيوه اي حتي بدون رضايت زوج, زوجه مي تواند طلاق بگيرد
زيرا چنين وكالتي قابل عزل نيست و اثر عقد لازم را پيدا مي كند
به
گونه اي كه حتي شرط مزبور با توافق بعدي نيز وفق ماده 244 قانون مدني
قابل
اسقاط نيست.
حالا اگر شما چيزي از اين
پاراگراف آخر فهميدين به من هم بگين!!!!!
نظرات ()